چرا دستام می لرزن ... مگه تو روی دستامی؟!
چشامو رو تو می بندم... بازم تو توی رویامی!
*
از اون وقتی که رفتی من...چشامو شب نمی بندم
ببین تو اوج شادی هم ... بدون تو نمی خندم
*
خیابونا پرن از تو ... برات تندیس می سازن !
در و دیوار این شهرم ... به عکسای تو می نازن
*
تویی سهمم ازین دنیا ... نه این سهمیه های ننگ!
دلم نازک تر از شیشه اس ... میون لشگری از سنگ
*
ببین این تیشه رو فرهاد! ... که روزی بیستون می ساخت
بلای جون شیرین شد ... کسی که توی بازی باخت
*
همین ترکش که می بینی ... همینه تیشه تو دستم
بدون با یادگاری هات ... همیشه با تو پیوستم
*
دلم ، دستم ، چه می لرزن ! ... آره تو روی دستامی !
بهت زل می زنم این بار ... آخه تو اوج رویامی
الهی جاده ی زندگیت هموار
آسمون چشمات صاف
و دریای دلت همیشه آروم و زلال باشه ، تا هیچ وقت از دنیا خسته نشی